شيخ حسين انصاريان

369

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

در بهشت او را از دوستانش جدا كند « 1 » . باز فرموده بود : شب بر سر مرغان نرويد و آنها را از آشيانه مرانيد كه شب براى آنها وقت امان و استراحت است . اوج نرمى و خوش خلقى ابن عباس مىگويد : اخلاق خوش پيامبر صلى الله عليه و آله در مرتبه‌اى قرار داشت كه روزى در مسجد نشسته بود و اصحاب و ياران آماده به خدمت در حضورش بودند . در اين هنگام مردى بيابانى از در مسجد در آمد در حالى كه شمشيرى حمايل داشت و سوسمارى در دامن ، فرياد زد : اى محمّد ! تو جادوگرى دروغگو ! ياران در صدد برآمدند كه او را به قتل رسانند . حضرت آنان را از اين كار باز داشت و به آن بيابانى فرمود : برادر عرب كه را مىخواهى ؟ گفت : محمّد جادوگر و دروغگو را ! فرمود : محمّد منم ولى نه جادوگرم نه دروغگو بلكه فرستادهء خدايم . عرب گفت : سوگند به بت كه اگر مسألهء شخصيت و منزلتت در كار نبود اين شمشير را از خونت سيراب مىكردم و سوگند به لات تا اين سوسمار به تو ايمان نياورد ، من به تو ايمان نمىآورم ! آنگاه سوسمار را رها كرد . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : اى سوسمار ! پاسخ داد : لبيك ! فرمود : من كيستم ؟ گفت : تو فرستادهء خدايى . با اين پيش آمد دل مرد بيابانى به نور معرفت گشاده شد و با نيتى صادقانه به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله اقرار كرده ، گفت : يا رسول اللّه ! از در

--> ( 1 ) - عوالى اللئالى : 2 / 249 ، باب 20 ، حديث 20 ؛ مستدرك الوسائل : 13 / 375 ، باب 10 ، حديث 15642 .